قابل الكل بالنكال و ناهي - * ك بها سبة عليهم مقيمه
( يعنى : از آسيبهاى بزرگ ، براى ما صورتى روى داد كه بسيار ناگوار است .
بركتهاى وزير شامل حال ما شد . از اين رو كارهاى ما راست گرديد .
لشكريان ما ، همه ، به شكوه و جلال بسيار آهنگ خراسان كردند .
با اسبان و ساز و برگ بسيار ، و شمشيرهائى كه از دير باز جنگ آزموده بودند .
با وزير و سراپردهها و اسبانى كه براى گريختن آمادگى داشتند .
همين كه ديدند مقدمه لشكر دشمن به سوى ايشان پيش مىآيد ، روى گرداندند و از آهنگ جنگ منصرف شدند .
و دست از پا درازتر ، به صورتى زشت ، با سياهروئى باز آمدند .
اگر فرمانرواى زمان ما [ ( 1 ) ] كارهاى ايشان را در نظر مىگرفت و رسوائىهاى بزرگشان را مىديد ، همه را كيفر شايستهاى مىداد كه ننگ آن براى ايشان بماند . )
جا داشت كه اين واقعه ، يعنى جنگ لشكر خليفه با سلطان طغرل ، جلوتر ذكر شود ولى من آن را در آخر ذكر كردم تا - رويدادهاى پيشين به دنبال هم قرار گيرند زيرا هر يك به ديگرى بستگى داشت .
هامش
[ ( 1 ) ] - احتمالا منظورش صلاح الدين ايوبى است