تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
او تحرت رشدا فى ما وشى * او عفت عنى فما قلبى معى
( يعنى : در كوى يار ، خانه‌اى است كه اشكهاى چشم من آن را آبيارى مىكند ، خانه‌اى كه الهى خدا آن مسكن و مأوا را آبيارى كند . اگر چه آرزوها مايه گمراهى است ، اى كاش مىدانستم كه بار ديگر به وادى الغضى ( يعنى زادگاه و جايگاه معشوقه ) مىتوان بازگشت يا نه . علوة ( كه نام معشوقه است ) به سخن چين اجازه داد كه در ميان ما سخن‌چينى كند . چه مىشد اگر علوه به سخنان او گوش نمىداد ، يا درباره سخن‌چينىهاى او راه عقل و درايت مىپيمود و از روى خردمندى داورى مىكرد ، يا از گناه من در مىگذشت چون من دل خود را به عشق او از دست داده‌ام . ) خدا او را بيامرزد و ازو خرسند باشد و او را خرسند سازد . * * *