روز به ايشان مهلت دهد . اگر در ظرف اين سه روز كمكى براى ايشان نرسيد كه در نگهدارى دژ ، ايشان را يارى كند ، دژ را با آنچه از ذخائر و چارپايان و دارائىهاى ديگر در آن است تسليم خواهند كرد .
صلاح الدين اين شرط را پذيرفت و از آنان گروگانهائى گرفت تا به عهد خود وفادار باشند .
همين كه روز سوم فرا رسيد ، دژ را تسليم كردند . اين روز برابر با آدينه شانزدهم جمادى الآخر بود .
سبب مهلت خواستن آنان از صلاح الدين اين بود كه براى بيموند - فرمانرواى انطاكيه ، كه اين دژ نيز به دو تعلق داشت - پيام فرستاده و برايش شرح داده بودند كه در محاصره مسلمانان واقع شدهاند .
ازو خواسته بودند كه مسلمانان را از آن جا دور سازد ، اگر اين كار را نكند ، ناچار دژ را واگذار خواهند كرد .
سرانجام دژ را واگذار كردند و اين واگذارى به خاطر ترسى بود كه خداى بزرگ در دلهاى ايشان انداخت . و گرنه چنانچه مدتى دراز در آن دژ مىماندند و ايستادگى مىكردند ، هيچ كس را بر آنان دسترسى نبود . و خواسته مسلمانان نيز برآورده نمىشد .
صلاح الدين ، وقتى آن دژ را گرفت ، به سردارى كه او را قلج مىخواندند ، سپرد و دستور داد كه آن جا را آباد سازد و به نوسازى آن پردازد .
آنگاه از آن جا رفت
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٦