تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
كمك خواهد خواست و سربازان سوار و پياده را از شهرهاى دور و نزديك فرنگيان فرا خواهد خواند . و انتقام فرنگيان را از مسلمانان خواهد گرفت . ولى فرنگيانى كه در عسقلان بودند سخنان او را نمى - پذيرفتند و اندرزهاى او را نمىشنيدند . اما وقتى ديدند كه هر روز ناتوانى و سستى آنان بيش‌تر مىشود و هر گاه كسى از ايشان به قتل مىرسد ، كس ديگرى نمىيابند كه بر جايش بگمارند و يارى و كمكى هم كه انتظار دارند ، براى ايشان نمىرسد ، ناچار دست از پايدارى برداشتند و به ملك خود كه اسير صلاح الدين بود نامه نگاشتند و حاضر شدند شهر را در برابر شرايطى كه پيشنهاد كرده بودند ، تسليم نمايند . آنان هنگامى كه در حلقه محاصره به سر مىبردند ، سردار بزرگى از مهرانيه را كشته بودند و مىترسيدند كه اگر از شهر بيرون بروند ، افراد خانواده او به خونخواهى وى برخيزند و گروهى از ايشان را بكشند . از اين رو ضمن شرايطى كه براى زنهارخواهى و حفظ جان خود كردند ، از هر جهة دور انديشى به كار بردند . همه درخواست‌هاى ايشان پذيرفته شد و آن شهر در پايان جمادى الآخر اين سال به دست مسلمانان افتاد . مدت محاصره عسقلان چهارده روز بود . صلاح الدين - همچنانكه وعده كرده بود - به همه مردم شهر امان داد و آنان را با زنان و فرزندان و اموالشان به بيت المقدس فرستاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 112 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت