ازين رو ، مردم از فرمانروائى او خوششان نمىآمد و دلشان مىخواست كه او از ميان برود .
در چنين حالى ، صلاح الدين دستور داد نامههائى بنويسند و با تير به سوى مردم شهر پرتاب كنند و به آنان وعده دهند كه اگر فرمانبردارى پيشه سازند نيكى و نوازش خواهند ديد و اگر سركشى آغازند و به جنگ پردازند به كيفر نافرمانى خود خواهند رسيد .
اين نامهها هم كناره گيرى مردم از جنگ و خانهنشينى آنان را افزايش داد .
همه دوستدار فرمانروائى صلاح الدين ايوبى شدند و از ستيزهجوئى كناره گرفتند .
نقب زنان لشكر صلاح الدين به ديوار شهر رسيدند و در پاى آن نقب زدند و در آن رخنه كردند .
لشكريان و ساير مردم شهر كه چنين ديدند در دارائى ابن نيسان طمع بستند و در خواستههاى خود زيادهروى كردند .
وقتى اوضاع بدين صورت در آمد ابن نيسان زنان حرم خود را پيش « قاضى فاضل » ، وزير صلاح الدين ، فرستاد و درخواست كرد كه از صلاح الدين براى او و خويشاوندان و دارائى او امان بگيرد ، و كارى كند كه صلاح الدين به او سه روز مهلت بدهد تا آنچه اموال و اندوخته در شهر دارد ، از شهر بيرون ببرد .
قاضى فاضل درين باره به ميانجيگرى كوشيد و صلاح الدين وساطت او را پذيرفت و به ابن نيسان امان داد .
بنابر اين ، در دهه اول ماه محرم اين سال ابن نيسان شهر را تسليم كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٤