نصيبين شدند كه براى نبرد آمادگى داشته باشند و نگذارند كه صلاح - الدين متعرض حلب گردد . ( چون همانطور كه صلاح الدين وانمود كرده بود ، آنها گمان مىكردند كه او به حلب رفته است . )
بعد به شهر دارا رفتند و در آن جا فرود آمدند .
در آن جا براى ايشان وضعى پيش آمد كه حسابش را نكرده بودند . و وقتى شنيدند كه صلاح الدين از رود فرات عبور كرده ، به موصل بازگشتند و لشكرى را به رها فرستادند تا آنجا را حفظ كنند و نگذارند كه بدست صلاح الدين بيفتد .
صلاح الدين وقتى از بازگشت ايشان آگاه شد ، اشتياق او به تصرف آن شهرها قوت يافت .
او پس از عبور از فرات به فرمانروايان اطراف نامه نگاشته بود كه چنانچه وى را يارى دهند تا به پيروزى برسد ، پاداشهاى گزاف به ايشان خواهد بخشيد .
نور الدين محمد بن قرا ارسلان ، صاحب حصن كيفا به او پاسخ مساعد داد و حاضر شد كه آنچه مىخواهد در اختيارش بگذارد چون او در شام ، هنگامى كه نزد صلاح الدين به سر مىبرد ، چنين قرارى را با او گذاشته بود .
اينك قرار بر اين شد كه در برابر يارى و همراهى او ، صلاح - الدين شهر آمد را محاصره كند و بگيرد و به دو بسپارد .
صلاح الدين به شهر رها رفت و آن جا را در ماه جمادى الاول محاصره كرد و به پيكار پرداخت و به سختترين وجه جنگيد . يكى از سربازان كه در آن جنگ بود براى من تعريف كرد كه در پوشش يك نيزه چهارده شكاف وجود داشت كه جاى اصابت تيرها بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٥