تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
الدين را در قريه‌اى كه عدويه نام داشت ، دعوت نمود . براى ترتيب اين مهمانى ياران خود را به شهر فرستاد كه همه چيز را آماده كنند و آنچه را كه مورد نيازشان است ، از خوردنىها و چيزهاى ديگر ، خريدارى نمايند . به صلاح الدين گفتند كه ابن منقذ ، يعنى سيف الدوله ، مىخواهد بگريزد و به يمن برود ، و ياران او كه در بازار سرگرم خريد هستند براى سفر او زاد و توشه فراهم مىكنند . هر گاه پاى او به يمن برسد ، آن سرزمين را از زير فرمان تو بيرون خواهد برد . صلاح الدين نيز مأمورانى را فرستاد تا او و همه كسانى را كه نزد او بود بگيرند و به زندان بيندازند . بعد ، صلاح الدين همين كه حقيقت امر بر او روشن شد ، دانست كه آن پاپوش دوزى براى سيف الدوله به سود دشمنان او بوده است . از اين رو لغزش‌هاى وى را به چيزى نشمرد و كار او را آسان كرد و در برابر هشتاد هزار دينار مصرى كه از او گرفت با او مدارا كرد . اين پول سواى مبلغى بود كه براى برادران و ياران صلاح - الدين فرستاد . صلاح الدين ، سيف الدوله را آزاد كرد و او را به مقام و منزلتى كه داشت ، باز گرداند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 208 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت