مدينة النبى ( ص ) برود . و بر آن نواحى شريفه دست يابد .
عز الدين فرخشاه همين كه خبر تاخت و تاز او را شنيد لشكريان دمشق را گرد آورد و به شهر كرك رفت و آن جا را غارت كرد و ويران ساخت .
آنگاه به سوى ساير شهرهاى فرنگيان برگشت و در آن حدود ماند تا از پيشرفت پرنس به طرف شهرهاى اسلامى جلوگيرى كند .
پرنس ارناط نيز ، به علت وجود فرخشاه و لشكريانش ، از پيشروى به سوى مقصد خود باز ايستاد .
وقتى هر يك از آن دو ، به انتظار روبرو شدن با ديگرى ، در جاى خود ماند و اين درنگ به درازا كشيد ، پرنس دانست كه تا لشكريان وى پراكنده نشوند ، مسلمانان باز نخواهند گشت .
از اين رو ، قشون خود را متفرق ساخت و اميد از آن پيشروى و پيروزى بريد .
فرخشاه نيز به دمشق برگشت و خداوند گزند كافران را از سر مؤمنان دور كرد .
هامش
[ ( ) ] در كتيبههاى ميخى و در كتاب « عهد قديم » منزلگاه كاروانى مهمى به شمار آمده است . ( ايوب 1906 ، اشعيا 21 ، 14 ، ارميا 25 ، 23 ) .
تيماء ميان سالهاى ( 556 - 539 پيش از ميلاد ) در دوره سلطنت نبونيدوس ، مدت كوتاهى پايتخت امپراطورى جديد بابل بود .
در قرون اخيره قبل از اسلام مسكن مهاجران يهود يا اعراب يهودى مذهب گرديد ، از آن جمله بود سموئل بن عاديا ، صاحب كاخ معروف ابلق الفرد .
سكنه يهودى تيماء با محمد ( ص ) خصومت مىورزيدند ، ولى پس از اينكه سرنوشت يهوديان وادى القرى را ديدند ، از در اطاعت در آمدند و به پرداخت جزيه تن در دادند .
آنها در عهد عمر ، مانند ساير يهوديان جزيرة العرب ، از عربستان رانده شدند .
( دائرة المعارف فارسى )