رفتار كند ، نه چنان كه گناهان ما سزاوار آن است . )
از اين گونه پوزش خواهى بسيار كرد .
در نتيجه ، يوسف دلش به رحم آمد و او و مردم شهر او را مورد بخشايش قرار داد .
در آغاز سال 576 هجرى قمرى بود كه يوسف بن عبد المؤمن شهر قفصه را تحويل گرفت و على بن معز ، فرمانرواى آن جا ، را به شهرهاى مراكش فرستاد و ولايتى بزرگ را به دو واگذاشت .
بدين گونه ، او در آن جا زندگى گرامى و آبرومندانهاى يافت .
يوسف ترتيب امور شهر قفصه را نيز به عدهاى از موحدان ، كه يارانش بودند ، سپرد .
مسعود بن زمام ، امير عرب ، نيز به خدمت يوسف بن عبد المؤمن حضور يافت .
يوسف او را نيز بخشيد و به مراكش فرستاد .
پس از سر و سامان دادن به كار قفصه ، يوسف به سوى شهر مهديه روانه گرديد .
در آنجا فرستاده يكى از ملوك فرنگيان - كه فرمانرواى جزيره سيسيل بود - به خدمتش رسيد و درخواست صلح كرد .
يوسف براى مدت ده سال متاركه جنگ ، با او پيمان بست .
در آن هنگام شهرهاى افريقيه دچار خشكسالى و تهيدستى شده بود و خواربار لشكريان و علوفه چارپايان به دشوارى فراهم مىگرديد .
از اين رو ، يوسف شتابان به سوى مراكش رفت . و اللّه اعلم
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٢