تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
واگذار كرد و اين - همچنانكه ذكرش پيش از اين گذشت - به پاداش آن بود كه ابن المقدم دمشق را به صلاح الدين تسليم كرده بود . بعلبك ، تا اين هنگام همچنان در دست شمس الدين ابن المقدم باقى بود . در اين وقت شمس الدولة بن ايوب ، برادر صلاح الدين ، شهر بعلبك را از صلاح الدين خواست ، و درين خواهش اصرار ورزيد چون زادگاه و محل پرورش وى بعلبك بود و آن جا را دوست داشت و به شهرهاى ديگر برترى مىداد . شمس الدوله برادر بزرگتر صلاح الدين بود . از اين رو صلاح - الدين نمىتوانست با خواست وى مخالفت ورزد . ناچار به شمس الدين بن المقدم فرمان داد كه بعلبك را به برادرش تسليم كند تا او در عوض اين شهر ، شهر ديگرى را به وى واگذارد . شمس الدين زير بار اين دستور نرفت و پيمان‌هائى كه با او داشت و كوششى كه در تسليم شهرها به وى كرده بود به يادش آورد . ولى صلاح الدين به سخنان وى گوش نداد و در گرفتن بعلبك پافشارى كرد . ابن المقدم به بعلبك رفت و در آن جا پناهنده شد . صلاح الدين روانه بعلبك گرديد و مدتى اين شهر را در حلقه محاصره نگاه داشت . بعد ، از آن جا رفت بىاينكه شهر را گرفته باشد . ولى لشكرى را در آن جا گذاشت كه محاصره را ادامه دهند . وقتى محاصره بعلبك به درازا كشيد ، شمس الدين بن المقدم به ستوه آمد و كسى را به نزد صلاح الدين فرستاد و جاى ديگرى را در