و او را به بغداد فرستاد .
در اين جنگ ، هر كس هم كه از دست اعراب جان به سلامت برده بود ، از تشنگى در بيابان هلاك شد .
كنيزكان عرب با آب ميان زخميان مىرفتند و چنين وانمود مىكردند كه مىخواهند به ايشان آب بدهند .
ولى وقتى يك سرباز زخمى از آنان آب مىخواست به او حمله مىبردند و او را مىكشتند .
ماتمزدگى و گريه زارى به حال كشتهشدگان ، در بغداد زياد شد . و عون الدين بن هبيره وزير المستنجد باللّه خليفه عباسى ، با لشكريان خود آماده حركت شد و به جست و جوى افراد خفاجه رفت .
ولى اعراب خفاجه داخل بيابان شدند و از بيابان گذشتند و به سوى بصره رفتند .
وقتى آنان سر به بيابان نهادند ، وزير خليفه ، عون الدين بن هبيره ، نيز به بغداد مراجعت كرد .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
باديه نبود و كلمهء حضرى و بدوى به كار رفت .
مردم شهرنشين را كه اصولا موطن آنها حجاز و يمن بوده است عرب حضرى ناميدهاند و صحرانشين را بدوى .
در تاريخ عرب قبل از اسلام ، عرب به دو قسم منقسم مىشود : يكى عرب بائده و ديگرى عرب باقيه .
مراد از عرب بائده قبائل قديمند كه قبل از اسلام از ميان رفتهاند و عرب باقيه نيز بر دو قسمند : يكى عرب قحطانيه و ديگرى عرب عدنانيه .
عرب قحطانيه عبارتند از حيره و اهل يمن و فروع آنها ، عرب عدنانيه در حجاز و نواحى آن سكونت داشتهاند .
بنابر اين اصل ، عرب به سه طبقه منقسم مىشوند : عرب بائده يا عرب شمال ، عرب قحطانيه يا دولتهاى جنوبى و عدنانيه يا عرب شمال در طور بقيه ذيل در صفحه بعد