تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
اتابك با اين عده نيز به جنگ پرداخت . آنان وقتى كه از يافتن هر گونه مساعدت و يارى مايوس شدند ، از اتابك امان خواستند . او هم به ايشان امان داد . بنابر اين قلعه را نيز تسليم وى كردند . ولى وقتى از قلعه فرود آمدند ، اتابك قلعه را تصرف كرد و بر خلاف امانى كه داده بود ، به آنان نيرنگ زد و دستور داد كه آنان را به دار بياويزند . لذا اكثرشان به دار آويخته شدند و عده بسيار كمى از آن مهلكه جان به سلامت بردند . اين كار اتابك عماد الدين زنگى به طبع مردم گران آمد و بسيار ناشايسته و زننده جلوه كرد . در نتيجه ، اهالى ساير شهرها ازو بيمناك شدند و بر حذر ماندند مخصوصا مردم دمشق كه گفتند : « اگر اتابك شهر ما را هم تصرف كند با ما نيز همان معامله را خواهد نمود كه با مردم بعلبك كرد . » بدين جهة در نفرت خود نسبت به دو افزودند و در جنگ با وى كوشش بيش‌ترى به كار بردند . اتابك عماد الدين ، پس از تصرف بعلبك ، كنيزك زيبائى را كه به معين الدين انز تعلق داشت ، گرفت و با خود برد . و در حلب او را به عقد ازدواج خويش در آورد . اين زن همچنان در حلب ماند تا وقتى كه اتابك به قتل رسيد . پس از آن ، پسرش ، نور الدين محمود ، كنيزك را بار ديگر به - خدمت معين الدين انز فرستاد . اين كنيزك مهم‌ترين واسطه دوستى و مودت ميان نور الدين و معين الدين انز بود . خداوند حقيقت را بهتر ميداند .