اهالى دمشق حمله او را پيش بينى كردند و خود را براى مقابله با او آماده ساختند . به ميزان ذخائر خود افزودند و در تهيه آنچه مورد نيازشان بود فرو گذارى ننمودند .
پس از آمادگى كامل براى رسيدن اتابك و دست و پنجه نرم كردن با او منتظر ماندند .
اتابك عماد الدين زنگى كه كار را چنان ديد ، دمشق را رها كرد و به سوى بعلبك شتافت .
و ميگفتند : سبب تصرف اين شهر آن بود كه معين الدين انز ، چنان كه پيش از اين گفتيم ، در آنجا فرمانروائى مىكرد . و كنيزك زيبائى داشت كه به وى عشق مىورزيد . وقتى با مادر جمال الدين زناشوئى كرد ، اين كنيزك را به بعلبك فرستاد .
اتابك عماد الدين زنگى هنگامى كه به قصد تصرف دمشق روانه شام شد كسانى را به نزد معين الدين انز فرستاد و هدايا و وعدههاى بسيار به وى داد كه شهر دمشق را تسليم او كند .
ولى معين الدين بدين كار تن در نداد .
اتابك نيز به بعلبك رفت . در بيستم ماه ذى الحجه اين سال بدان شهر رسيد و با سپاهيان خود در آن جا فرود آمد .
او كار را بر اهالى شهر سخت گرفت و در جنگ با آنان كوشش و پافشارى بسيار كرد .
در برابر شهر چهارده دستگاه منجنيق نصب كرد كه شب و روز شهر را هدف قرار ميدادند و تير باران مىكردند .
كار به جائى رسيد كه ساكنان شهر هلاك خود را نزديك ديدند و از اتابك عماد الدين زنگى امان خواستند و شهر را تسليم وى كردند .
پس از تصرف بعلبك ، قلعه شهر باقى ماند با گروهى از دليران اتراك كه در قلعه به سر مىبردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 7
مساهمون: ابن الأثير
ص٧