تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
اهالى دمشق حمله او را پيش بينى كردند و خود را براى مقابله با او آماده ساختند . به ميزان ذخائر خود افزودند و در تهيه آنچه مورد نيازشان بود فرو گذارى ننمودند . پس از آمادگى كامل براى رسيدن اتابك و دست و پنجه نرم كردن با او منتظر ماندند . اتابك عماد الدين زنگى كه كار را چنان ديد ، دمشق را رها كرد و به سوى بعلبك شتافت . و ميگفتند : سبب تصرف اين شهر آن بود كه معين الدين انز ، چنان كه پيش از اين گفتيم ، در آنجا فرمانروائى مىكرد . و كنيزك زيبائى داشت كه به وى عشق مىورزيد . وقتى با مادر جمال الدين زناشوئى كرد ، اين كنيزك را به بعلبك فرستاد . اتابك عماد الدين زنگى هنگامى كه به قصد تصرف دمشق روانه شام شد كسانى را به نزد معين الدين انز فرستاد و هدايا و وعده‌هاى بسيار به وى داد كه شهر دمشق را تسليم او كند . ولى معين الدين بدين كار تن در نداد . اتابك نيز به بعلبك رفت . در بيستم ماه ذى الحجه اين سال بدان شهر رسيد و با سپاهيان خود در آن جا فرود آمد . او كار را بر اهالى شهر سخت گرفت و در جنگ با آنان كوشش و پافشارى بسيار كرد . در برابر شهر چهارده دستگاه منجنيق نصب كرد كه شب و روز شهر را هدف قرار ميدادند و تير باران مىكردند . كار به جائى رسيد كه ساكنان شهر هلاك خود را نزديك ديدند و از اتابك عماد الدين زنگى امان خواستند و شهر را تسليم وى كردند . پس از تصرف بعلبك ، قلعه شهر باقى ماند با گروهى از دليران اتراك كه در قلعه به سر مىبردند .