در رى اقامت كنند تا چنانچه به علت شكستى كه خورده بود بدان قشون نيازمند شود بتواند آنان را فرا خواند و از وجودشان استفاده كند .
عباس ، صاحب رى ، با قشون خود به بغداد رسيد و پيش سلطان مسعود رفت و به نحو شايستهاى مراسم خدمت بجاى آورد .
سلطان مسعود ، پس از دريافت پيام عم خود سلطان سنجر ، براى امتثال امر او روانه رى گرديد .
و گفته شده است : شهرهاى تركستان از قبيل كاشغر ، و بلاساغون [ ( 1 ) ] و ختن و طراز و ساير شهرهاى مجاور آن در سرزمين
هامش
[ ( 1 ) ] - بلاساغون ( به فتح باء ) : نام شهرى است بزرگ در ما وراء النهر نزديك به كاشغر و پايتخت افراسياب بود و تا زمان سلطنت گورخان تعلق به اولاد افراسياب داشته است .
( برهان قاطع ) شهرى است بزرگ در ثغور ترك در ماوراى نهر سيحون در نزديكى كاشغر .
( از معجم البلدان ) مملكت وسيعى است ( از ولايات نصف الشرقيه ) و از اقليم ششم و هفتم و هوايش بغايت سرد است و بيشتر مردمش صحرانشين . و مواشى و دواب بسيار دارند . و علفزارهاى نيكو باشد . و از ارتفاعات غله اندكى دارند .
( نزهة القلوب ج 3 ص 256 ) پايتخت خانيه تركستان واقع در ساحل راست رود چو (Tchov) در شمال غربى ايسيككول (Issykkul) ( فرهنگ فارسى معين ) اين لغت تركى است ولى در اشعار شعرا استعمال شده و تركان آن را بقيهء ذيل در صفحهء بعد