آنان را به اين كار تشويق كرد . و با آنان پيوند زناشوئى بست . و ايشان را بر انگيخت تا بر سرزمينهائى كه در قلمرو سلطنت سلطان سنجر بود دست اندازى كنند .
آنها هم با سيصد هزار سوار براى جنگ با سلطان سنجر حركت كردند . سنجر نيز با قشون خود به مقابله با آنان شتافت .
دو لشگر در ما وراء النهر با يك ديگر روبرو شدند و به جنگ پرداختند .
جنگ سختى ميان آنان در گرفت .
سلطان سنجر با تمام سپاهيان خود مغلوب تركان گرديد .
از آنان صد هزار تن كشته شدند كه پانزده هزار نفرشان همه صاحب عمامه و چهار هزار نفرشان زن بودند .
همسر سلطان سنجر نيز در اين جنگ اسير شد .
خود سلطان سنجر نيز شكستخورده به ترمذ گريخت و از آنجا رهسپار بلخ گرديد .
پس از شكست خوردن سلطان سنجر ، سلطان اتسز خوارزمشاه به شهر مرو حمله برد .
او روى كينهتوزى و انتقام گرفتن از سلطان سنجر داخل شهر مرو گرديد و در آن جا دست به كشتار گذاشت .
ابو الفضل كرمانى فقيه حنفى و گروهى ديگر از فقها و ساير بزرگان شهر را گرفت و بازداشت كرد .
تا اين زمان سلطان مسعود هنوز از سلطان سنجر اطاعت مىكرد و از هوا خواهى او دست نشسته بود .
سلطان سنجر وقتى از تركان خطا شكست خورد براى سلطان مسعود پيام فرستاد و به او رخصت داد كه رى و متعلقات آن را به تصرف در آورد و آن را به همان قاعدهاى كه پدرش سلطان محمد اداره مىكرد ، در اختيار خود بگيرد .
او همچنين به سلطان مسعود فرمان داد كه با لشگريان خود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٩