عموم مسيحيان از اسارت او مصيبت زده شدند .
پس از گرفتارى جوسلين ، امير نور الدين محمود به قلعههاى او حمله برد و آنها را تصرف كرد .
اين قلعهها عبارت بودند از :
تل باشر ، عين تاب ، اعزاز ، تل خالد ، قورس ، راوندان ، برج - الرصاص ، حصن الباره ، كفر سود ، كفرلاثا ، دلوك ، مرعش ، نهر الجوز و ساير دژهائى كه تحت فرمان او بودند .
امير نور الدين محمود همه آنها را در مدتى كوتاه گرفت و به زودى تفصيل اين پيروزيها خواهد آمد .
او هر گاه كه دژى را مىگشود ، آنچه يك قلعه بدان احتياج دارد در آن فراهم مىساخت چون مىترسيد كه آن قلعهها به - واسطه كمبود چيزى از فرنگيان آسيب ببينند . و مىخواست شهرها و قلعههاى او از آنچه براى دفاع در برابر دشمن لازم است محروم نباشند .
شعرا درباره او مدايحى ساختند . از آن جمله قصيدهاى است كه قيسرانى گفته و در آن از جوسلين چنين ياد كرده است :
كما اهدت الاقدار للقمص اسره * و اسعد قرن من حواه لك الاسر
طغى و بغى عدوا على غلوائه * فأوبقه الكفران عدواه و الكفر
و امست عزاز كاسمها بك عزه * تشق على النسرين لو انها و كر
فسر و املاء الدنيا ضياء و بهجة * فبالافق الداجى الى ذا لسنا فقر
كانى بهذا العزم لا فل حده * و اقصاه بالاقصى و قد قضى الامر