و اين همتها كه وقتى به كار افتد ، در پى آن شعرها سروده و خطبهها خوانده شود .
تو اى پسر عماد الدين ، با مساعى خود آسان به اوج عزم و همت رسيدى بى اينكه رنج و تعبى را متحمل شوى .
اقبال تو پى در پى كاخ رفعت و سرافرازى را بنيان مىنهد تا جائى كه سرا پردهاى بر پاى داشت كه ميخهاى آن شهابها بودند .
شمشيرهاى تو چنان لرزهاى بر اندام فرنگيان انداخت كه براى تحمل آن قلب رومية الكبرى [ ( 1 ) ] لازم است .
تو به سردسته مسيحيان چنان ضرب شستى نشان دادى كه از آن ضرب پشت شكست و صليبها لطمه ديد .
سرزمين دشمنان را از خونشان پاك كردى و هر شمشيرى را كه جنب بود با خون آنان غسل دادى .
هامش
[ ( 1 ) ] - روميه : كشور روم . رومية الصغرى و رومية الكبرى ، كه رومية الصغرى آسياى صغير است و رومية الكبرى ايتالياست .
نامى است كه عرب به كشور روم قديم ( روم شرقى و روم غربى ) اطلاق كرده است .
فرهنگ فارسى دكتر معين روميه شهرى است بر كران دريا نهاده ، از افرنجه ، و مستقر ملك روم اندر قديم اندرين روميه بودى .
( حدود العالم ) از رومية الصغرى همان روم شرقى مراد است كه قسطنطنيه پايتخت آن بود .
رومية الكبرى نيز مملكت روم يا رم است .
( از لغتنامهء دهخدا )