به جنگ پرداختند .
چيزى نگذشت كه خواربار در شهر رو به نقصان گذارد و جنگ به مردم صدمه رساند و روحيهء آنان را ضعيف كرد .
طغتگين كه چنين ديد به بانياس رفت كه به فرنگيان نزديك گردد و از شهر صور دفاع كند و شايد هم فرنگيان اگر نزديك شدن او را ببينند ، شهر را ترك گويند .
ولى فرنگيان مواضع خود را ترك نكردند و از محاصرهء شهر دست برنداشتند .
طغتگين ناچار رسولى را به مصر فرستاد و از مصريان كمك خواست ولى آنان نيز كمكى نكردند .
چند روزى بدين نحو گذشت و مردم شهر مشرف به موت شدند .
سرانجام طغتكين ، فرمانرواى دمشق ، نامهاى به فرنگيان نوشت و ترتيب كار را اينطور داد كه شهر را به آنان تسليم كند و كسانى كه در شهر هستند اعم از نظامى و غير نظامى بتوانند از شهر خارج شوند و از دارائى خود نيز آنچه حمل و نقلش براى آنان امكان دارد ، با خود ببرند .
اين قرارداد مورد قبول واقع گرديد و دروازههاى شهر گشوده شد . فرنگيان شهر را به تصرف در آوردند . اهالى شهر از آن جا بيرون رفتند و در شهرهاى ديگر پراكنده شدند . از دارائى خود نيز آنچه مىتوانستند ، با خود بردند و آنچه از حملش عاجز بودند در شهر گذاشتند .
فرنگيان متعرض هيچكس نشدند و در شهر هيچ كس نماند جز اشخاص ناتوان كه ياراى حركت نداشتند .
فرنگيان در بيست و سوم جمادى الاولى بر شهر صور تسلط يافتند .
پيروزى آنان ننگى بزرگ براى مسلمانان بود زيرا شهر صور از استوارترين و مستحكمترين شهرهاى اسلامى شمرده مىشد .
خداوند اين شهر را به دولت اسلام باز گرداند و چشم مسلمانان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 62
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٢