كرد و شهر را گرفت .
كشتىهاى مصرى از صور بازگشتند . امير مسعود كه دستگير شده بود در مصر مورد تجليل و نوازش قرار گرفت و به دمشق نزد طغتگين فرستاده شد .
اما حاكمى كه از جانب مصريان براى شهر صور برگزيده شده بود ، در رضاى خاطر مردم كوشيد و دلشان را به دست آورد . و به خدمت طغتگين نيز نامهاى نگاشت و او را دعا كرد و قول همكارى داد . ضمنا يادآور شد كه علت اين تغيير شكايت اهل صور از - بيدادگريهاى امير مسعود بوده است .
طغتگين به نامهء او جواب مساعد داد و خود نيز به او كمك كرد .
وقتى خبر رفتن امير مسعود از شهر صور به گوش فرنگيان رسيد بار ديگر به فكر تسخير صور افتادند و طمعشان در اين خصوص قوت گرفت و براى حمله به شهر و محاصره و تصرف آن شروع به گردآورى سپاه و تجهيز نيرو كردند .
كسى كه از جانب مصريان در صور فرمانروائى ميكرد همين كه موضوع را شنيد دانست كه قوت و قدرت مبارزه ، و ياراى راندن فرنگيان را ندارد ، زيرا قشون و مهمات و خواربار كافى كه لازمهء اين كار است در اختيارش نيست .
بدين جهة رسولى را به خدمت خليفهء مصر ، الآمر به احكام اللّه ، فرستاد و صورت حال را بيان كرد .
خليفه مصلحت چنان ديد كه زمام حكومت صور را بدست طغتگين ، فرمانرواى دمشق ، دهد . لذا براى او پيام فرستاد و اين تصميم را عملى كرد .
اتابك طغتگين ، صور را در اختيار گرفت و از قشون و غيره آنچه را كه لازم ميدانست براى شهر ترتيب داد .
قشون فرنگيان در ماه ربيع الاول اين سال به شهر صور رسيد .
افراد قشون مذكور عرصه را بر اهالى شهر تنگ كردند و با آنان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: ابن الأثير
ص٦١