تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
آنان غافلگير شده بودند و آمادگى براى اين جنگ نداشتند و باور نمىكردند كه احدى بتواند بر آنان دست يابد بلكه متوقع بودند كه باقى شهرهاى شام را نيز به تصرف در آوردند . وقتى خواربار و مواد غذائى آنان رو به كاستى گذارد دچار پايان خود را كشتند و خوردند . و بالاخره هنگامى كه كارد به استخوانشان رسيد حاضر به تسليم شدند در صورتى كه به آنان امان دهند و بگذارند كه به شهرهاى خود برگردند . عماد الدين زنگى اين پيشنهاد را نپذيرفت . ولى وقتى كه شنيد بقيه فرنگيان اجتماع كرده‌اند و قريبا به قلعه بعرين نزديك خواهند شد ، كسانى را كه در قلعه بودند امان داد و مقرر داشت كه پنجاه هزار دينار به دو بدهند . اهالى قلعه چون به كلى از محيط خارج بىاطلاع مانده بودند و خبر نداشتند كه قريبا كمك براى آنها خواهد رسيد ، اين قرار را قبول كردند . لذا اتابك زنگى آنان را آزاد ساخت . بنابر اين همه از قلعه بيرون آمدند و قلعه را تسليم او كردند . وقتى از قلعه دور شدند ، خبر يافتند كه گروه انبوهى از همكيشان ايشان براى نجاتشان دست اتحاد به يكديگر داده‌اند . به شنيدن اين خبر ، از تسليم و تحويل قلعه و پرداخت آن مبلغ گزاف پشيمان شدند . ولى البته پشيمانى سودى نداشت . آنها فقط به علت اينكه هيچ خبرى از خارج دريافت نمىكردند ، به تسليم قلعه تن در دادند . اتابك عماد الدين زنگى در مدتى كه با فرنگيان دست و پنجه نرم مىكرد شهرهاى معره و كفر طاب را از آنان گرفته بود . مردم اين دو شهر و اهالى ساير ولاياتى كه بين حلب و