ديباجى دنياى فانى را بدرود گفت .
او از فرزندان محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان بن عفان به - شمار مىرفت .
محمد به خاطر زيبائى خود به ديباج ملقب شده بود .
او اصلا اهل مكه محسوب مىشد ولى در شهر نابلس [ ( 1 ) ] به -
هامش
[ ( 1 ) ] - نابلس ( به ضم باء و لام ) : شهرك يا قصبهاى است مشهور ، مستطيل شكل با پهنائى اندك و با آبى فراوان ميان دو كوه در سرزمين فلسطين .
اين قصبه در ميان كوههاى عيبال و غرزيمك ، در پنجاه و پنج هزار گزى سمت شمال بيت المقدس و يكصد و نود هزار گزى سمت جنوبى بيروت قرار دارد .
به ظاهر شهر كوهى است كه گويند آدم در آن جا خدا را سجده كرده است .
و كوه كزيرم كه سخت مورد اعتقاد يهودان است در آن جا واقع شده و يهود معتقدند كه اين كوه قربانگاه اسحق است و نامش هم در توراة آمده است .
سامرىها ( فرقهاى از يهوديان ) در آن جا نماز مىگزارند .
در آن كوه از دل غارى چشمهاى جارى است كه سامريون سخت به تعظيم و زيارت آن معتقدند و به همين مناسبت عده سامرىها در اين شهر زياد است .
راجع به وجه تسميه نابلس معجم البلدان مىنويسد :
پير دانائى از اهل نابلس را پرسيدند كه وجه تسميه نابلس چيست ؟
گفت : در آن وادى مار عظيمى به سر مىبرد كه مردم آن ديار آن را به - لغت خويش « لس » ناميده بودند .
مردم دفع شر مار را به چارهگرى برخاستند و آن را كشتند و نيش و دندان او را جدا كردند و آوردند و بر دروازهء شهر آويختند و گفتند : « هذا ناب لس » ( يعنى : دندان مار ) و كم كم بر اثر كثرت استعمال و متصل نوشتن آن به - صورت امروزين ( نابلس ) در آمد و بر آن شهر اطلاق شد .
در ريحانة الادب به نقل از قاموس الاعلام آمده است :
اين شهر در قديم از توابع فلسطين و نامش سجم بوده ، تا بعد از استيلاى سامرىها مركز ايشان بوده و در عهد طوائف الملوك ماكدونى تعمير و توسعه يافته بقيهء ذيل در صفحهء بعد