تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
ديباجى دنياى فانى را بدرود گفت . او از فرزندان محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان بن عفان به - شمار مىرفت . محمد به خاطر زيبائى خود به ديباج ملقب شده بود . او اصلا اهل مكه محسوب مىشد ولى در شهر نابلس [ ( 1 ) ] به -
هامش
[ ( 1 ) ] - نابلس ( به ضم باء و لام ) : شهرك يا قصبه‌اى است مشهور ، مستطيل شكل با پهنائى اندك و با آبى فراوان ميان دو كوه در سرزمين فلسطين . اين قصبه در ميان كوه‌هاى عيبال و غرزيمك ، در پنجاه و پنج هزار گزى سمت شمال بيت المقدس و يكصد و نود هزار گزى سمت جنوبى بيروت قرار دارد . به ظاهر شهر كوهى است كه گويند آدم در آن جا خدا را سجده كرده است . و كوه كزيرم كه سخت مورد اعتقاد يهودان است در آن جا واقع شده و يهود معتقدند كه اين كوه قربانگاه اسحق است و نامش هم در توراة آمده است . سامرىها ( فرقه‌اى از يهوديان ) در آن جا نماز مىگزارند . در آن كوه از دل غارى چشمه‌اى جارى است كه سامريون سخت به تعظيم و زيارت آن معتقدند و به همين مناسبت عده سامرىها در اين شهر زياد است . راجع به وجه تسميه نابلس معجم البلدان مىنويسد : پير دانائى از اهل نابلس را پرسيدند كه وجه تسميه نابلس چيست ؟ گفت : در آن وادى مار عظيمى به سر مىبرد كه مردم آن ديار آن را به - لغت خويش « لس » ناميده بودند . مردم دفع شر مار را به چاره‌گرى برخاستند و آن را كشتند و نيش و دندان او را جدا كردند و آوردند و بر دروازهء شهر آويختند و گفتند : « هذا ناب لس » ( يعنى : دندان مار ) و كم كم بر اثر كثرت استعمال و متصل نوشتن آن به - صورت امروزين ( نابلس ) در آمد و بر آن شهر اطلاق شد . در ريحانة الادب به نقل از قاموس الاعلام آمده است : اين شهر در قديم از توابع فلسطين و نامش سجم بوده ، تا بعد از استيلاى سامرىها مركز ايشان بوده و در عهد طوائف الملوك ماكدونى تعمير و توسعه يافته بقيهء ذيل در صفحهء بعد