تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
كردند و با او به جنگ پرداختند . ولى امير اسوار بر آنان پيروزى يافت . و بسيارى از آنان را از دم تيغ گذراند . عده كشته‌شدگان نزديك به هزار تن بود . امير اسوار ، پس از اين پيروزى با سپاهيان خود ، سالم به حلب مراجعه كرد . در اين سال ، در نهم ربيع الاخر ، به جان شمس الملوك ، فرمانرواى دمشق ، سوء قصد شد . يكى از مملوكان جد او طغتگين به او حمله برد و با شمشير به - وى ضربتى وارد آورد . اما اين ضربه در او كارگر واقع نگرديد و هيچ آسيبى به او نرساند . بندگان شمس الملوك ، وقتى جان ولىنعمت خود را در خطر ديدند ، به طرف ضارب هجوم بردند و او را دستگير كردند . آنگاه به بازجوئى از او پرداختند و ازو پرسيدند كه چه كسى او را بدين كار وادار كرده است . او رو به شمس الملوك كرد و گفت : « من مىخواستم مسلمانان را از شر تو و ستم‌هاى تو نجات دهم . » ولى كسانى كه او را گرفته بودند ، هم چنان او را كتك زدند و شكنجه دادند تا اقرار كرد و جماعتى را نام برد كه او را به اين كار واداشته بودند . شمس الملوك آن عده را بدون بازجوئى و تحقيق به قتل رساند . برادر خود ، سونج را نيز با آن عده كشت . اين كار او مردم را ناراحت كرد و ازو بيزار ساخت .