را معين و آماده كردند .
در جناح راست قشون سلطان طغرل ، ابن برسق ، و در جناح چپ آن امير قزل و پيشاپيش قشون او نيز امير قراسنقر بود .
در جناح راست قشون ملك داود ، يرنقش زكوى قرار داشت كه جنگ نمىكرد و وقتى لشكريان تركمان چنين ديدند كليه خيمهها و ساز و برگ او را غارت كردند .
در قشون ملك داود اختلاف و دو دستگى افتاد و اتابك او ، آقسنقر احمديلى ، وقتى كار را چنين ديد سر به فرار نهاد . به دنبال او ساير افراد سپاه نيز گريختند .
سلطان طغرل يرنقش زكوى و گروهى از اميران را در اين اين جنگ دستگير و اسير كرد .
اما ملك داود ، پس از شكستى كه خورد تا اوائل ذى القعده سرگردان و پريشان بود .
بعد ، با اتابك خود ، آقسنقر احمديلى ، به بغداد رفت . خليفه عباسى مقدم او را گرامى داشت و به او و همراهانش در اقامتگاه سلطان منزل داد .
ملك مسعود كه در گنجه به سر مىبرد ، وقتى خبر شكست خوردن ملك داود را شنيد ، عازم بغداد شد به نحوى كه ما - اگر خدا بخواهد - در جاى خود جريان آن را شرح خواهيم داد .
پارهاى ديگر از رويدادها
در اين سال ، خليفه عباسى ، المسترشد بالله ، وزير خود شرف - الدين على بن طراد زينبى را بازداشت كرد و انوشيروان بن خالد را به وزارت منصوب نمود .
او در آغاز كار از سپردن وزارت به او خوددارى مىكرد . ولى بعد ، از اين امتناع صرف نظر نمود