شما پوست تيره و گندمگون داريد ولى اولاد شما بور و چشم آبى هستند ؟ » در جواب او ، طرز رفتار بردگان امير المسلمين را شرح دادند .
ابن تومرت وقتى اين موضوع را شنيد ، آنان را بخاطر سهل - انگارى و صبر در برابر چنين وقايعى تقبيح كرد و سرزنش نمود و اهميت موضوع را به آنان فهماند .
پرسيدند : « آخر چگونه ميتوان از شر آنها خلاص شد ؟ ما كه زورى نداريم . »
گفت : « اين دفعه كه در وقت مقرر آمدند و ميان خانهها پخش شدند ، هر مردى در خانهء خود بماند و مأمورى را كه در آنجا مانده به قتل برساند . شما به اين ترتيب مىتوانيد كوه خود را حفظ كنيد .
هيچكس هم نه مىخواهد و نه مىتواند كه به شما دسترسى يابد . »
آنان نيز صبر كردند تا وقتى كه باز بردگان امير المسلمين بدانجا آمدند . و همانطور كه مهدى بدانها گفته و قرار گذاشته بود همهء بردگان را كشتند .
پس ازين خونريزى ، از خشم امير المسلمين ، بر جان خود بيمناك شدند و از پذيرفتن بيگانگان در كوه خوددارى كردند و راه وصول بدان مكان مرتفع را مسدود ساختند .
اين تمهيدات نيز موجب تقويت مهدى گرديد .
امير المسلمين سپاه نيرومندى براى جنگ با آنان فرستاد كه آنان را در جبل محاصره كردند و عرصه را بر آنان تنگ ساختند و از رسيدن خواربار به آنان جلوگيرى نمودند .
در نتيجه خواربار و ساير ذخائر ياران مهدى رو به كاستى گذارد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 319
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١٩