پس از چند روز كه مردم بدين دستور رفتار كردند ، ابن تومرت ، به ياران خود دستور داد كه آنان را بكشند .
ياران او نيز به مردم بىسلاح و بىدفاع كه در آن مسجد غافلگير شده بودند حمله كردند و داخل شهر شدند و بيش از پيش در آنجا دست به كشتار نهادند و به مال و ناموس مردم دستبرد زدند .
در آن روز پانزده هزار تن به قتل رسيدند .
آنگاه خانهها و اراضى مردم شهر را ، ابن تومرت ميان ياران خود تقسيم كرد .
سپس ديوارى به گرداگرد شهر كشيد و قلعهاى بر فراز كوهى بلند ساخت .
در جبل تين ملل نهرهائى جارى بود و درختان و كشتزارهائى وجود داشت .
راه وصول به اين ناحيه كوهستانى نيز دشوار بود چون ، هيچ كوهى بلندتر و محكمتر از آن وجود نداشت .
مىگفتند ابن تومرت وقتى از اهالى تين ملل بيمناك شد ، در قيافهء آنان دقت كرد و ديد اكثر فرزندانشان روى سفيد و موى بور و چشمان آبى دارند ولى پدرانشان اغلب سيهچرده و گندمگون هستند .
علت اين امر آن بود كه امير المسلمين عدهء بسيارى غلام فرانسوى و رومى داشت كه اكثرا بور و چشم آبى بودند . اين عده سالى يك بار از كوه بالا ميرفتند و خود را بدان ناحيه ميرساندند تا آنچه را كه مقرر بود اهالى براى سلطان بفرستند وصول نمايند .
اين مأموران وقتى به آنجا ميرسيدند شب را در خانههاى اهالى ميگذراندند . مردان را نيز از خانهها بيرون مىكردند .
وقتى مهدى فرزندانشان را ديد ، از آنها پرسيد : « نميدانم چرا
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١٨