پادشاهى ملكشاه تا پايان دوره سلطنت سلطان محمد سلجوقى اين كار را كنار گذارده بودند .
اما درين سال خروج كردند و قفجاق و ساير طوائف مجاور نيز با آنان همراهى نمودند .
اميرانى كه در نزديكى شهرهاى آنان حكومت ميكردند ، براى دفع حملات آنان با يك ديگر مكاتبه كردند و دست اتفاق به يكديگر دادند .
از جمله اين اميران امير ايلغازى بود ، و دبيس بن صدقه كه در نزد او بسر ميبرد . همچنين ملك طغرل بن محمد و مربى و سرپرست او كنتغدى بودند .
طغرل شهر اران و نخجوان تا رود ارس را در اختيار داشت .
آنها با سپاهيان خود عازم جنگ با طايفه كرج و غيره شدند .
وقتى به تفليس نزديك گرديدند تعداد لشكريان اسلام به سى هزار بالغ ميگرديد .
در آنجا دو لشكر با هم روبرو شدند و براى جنگ صف آرائى كردند .
در اين وقت از ميان طائفه قفجاق دويست مرد بيرون آمدند و مسلمانان به گمان اينكه آنان براى امان خواستن به نزدشان مىآيند ، از ورود آنها در لشگرگاه خود ممانعتى نكردند .
ولى آنها همين كه وارد لشكرگاه مسلمانان شدند ، ناگهان شروع به تيراندازى كردند . در نتيجه ، گروهى از لشگريان اسلام سراسيمه شدند و صفوف آنان از هم پاشيده شد .
افرادى كه قدرى دور تر بودند وقتى آن آشفتگى را ديدند گمان كردند كه به آنان شكست وارد آمده است . لذا ترسيدند و گريختند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 306
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠٦