سپاهيان وقتى به حله رسيدند كه هيچكس در آن سكونت نداشت و همه از آنجا رفته بودند . ارزاق يافت نمىشد و خواربار نيز از بغداد بدانجا برده بودند .
فرماندهى سپاه را سعد الدوله يرنقش زكوى بر عهده داشت .
او پانصد سوار در حله گذاشت . گروه ديگرى را نيز در كوفه گماشت كه در برابر دبيس ، راهها را مواظب باشند . همينطور به قشونى كه در واسط بودند پيام فرستاد كه راه بطيحه را مراقبت كنند .
پس از رعايت اين احتياطات ، لشگريان سلطان محمود براى مقابله با دبيس حركت كردند .
ميان دو دسته متخاصم نهرى بود كه در برخى از نقاط آن - گدارهائى وجود داشت .
از آن راه دبيس و يرنقش با يك ديگر پيك و پيام رد و بدل كردند و قرار بر اين گذاردند كه دبيس برادر خود ، منصور ، را به عنوان گروگان به خدمت سلطان محمود بفرستد و خود نيز تعهد كند كه از فرمانبردارى سلطان سرپيچى ننمايد .
دبيس بدين قرار عمل كرد . لذا قشون سلطان محمود در سال 516 هجرى قمرى به بغداد بازگشت .
حمله طايفهء كرج به شهرهاى اسلام و تصرف تفليس
در اين سال طايفه كرج - كه همان خزرها هستند - خروج كردند و به شهرهاى اسلام حملهور شدند .
اين طايفه از قديم به غارت و چپاول دست ميزدند و در روزگار