تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
وقتى ابو اسماعيل - پدر ابو المؤيد - به خدمت ملك مسعود رسيد ، مسعود كه بسال 513 هجرى قمرى ابو على بن عمار را در « باب خوى » از وزارت خود معزول كرده بود ، ابو اسماعيل را به جانشينى او برگزيد و به وزارت منصوب ساخت . ابو اسماعيل نيز آنچه را كه دبيس در خصوص مخالفت با سلطان محمود و بيرون رفتن از قيد اطاعت او مىنوشت مقرون به صواب پنداشت و ملك مسعود را بدين كار تشويق كرد . كنيه‌اى كه آنان نسبت به سلطان محمود داشتند آشكار گرديد . و خبر آن به گوش سلطان محمود رسيد . سلطان محمود نامه‌اى به آنان نگاشت و آنان را ازين سركشى و عصيان ترساند . از طرف ديگر ، به آنان وعده داد كه چنانچه در فرمانبردارى از وى پايدارى كنند و با وى همراهى و همكارى نمايند ، از هيچگونه يارى و احسان در حقشان خوددارى نخواهد كرد . ولى آنان به سخنان وى گوش ندادند و آنچه باطنا بر عليه او در سر پرورانده بودند ظاهر ساختند . خطبه بنام سلطنت ملك مسعود خواندند و براى او پنج نوبت [ ( 1 ) ] زدند .
هامش
[ ( 1 ) ] - نوبت : . . . و نيز نوبت در فارسى بمعنى هنگام نواختن كوس يا دهل گفته شده كه سابقا در اوقات شبانه روز در بارگاه سلاطين نواخته ميشد . ميگويند در زمان اسكندر در شبانه روز سه نوبت ميزدند و در زمان سنجر پنج نوبت شد ، چنان كه گفته‌اند :چو بنياد نوبت سكندر نهاد * سه نوبت شد و ، پنج سنجر نهاد( فرهنگ عميد )