از اسب سرنگون گرديد و كشته شد .
على بن سكمان ، پس از اين پيروزى به بصره رفت و داخل شهر شد و قلعهء شهر را گرفت و كارگزاران و نايبان آقسنقر بخارى را در مشاغلى كه داشتند هم چنان باقى گذاشت و به آقسنقر هم كه در خدمت سلطان محمود بود نامهاى نگاشت و اطاعت خود را نسبت به او اعلام داشت و درخواست كرد كه به نيابت او در بصره حكومت كند .
آقسنقر به اين درخواست جواب مساعد نداد .
على بن سكمان هم دستياران و نايبان آقسنقر را اخراج كرد و بر شهر تسلط يافت و مانند صاحبان مال كه در مال خود تصرف مىكنند ، آنچه را كه بدست آورد تصرف كرد و بر مسند حكومت مستقر شد . آنگاه نيكرفتارى پيشه كرد تا سال 514 هجرى كه سلطان محمود امير آقسنقر بخارى را با قشونى به بصره فرستاد . و آقسنقر با نيروئى كه داشت اين شهر را از على بن سكمان گرفت .
بيان پارهاى از حوادث
درين سال ، يعنى سال 513 هجرى قمرى ، سلطان سنجر فرمان داد كه مجاهد الدين بهروز به شحنگى بغداد بازگردد .
درين وقت دبيس بن صدقه شحنه بغداد بود كه پس از انتصاب مجاهد الدين بهروز از شغل خود معزول شد .
درين سال ، در ماه ربيع الاول ، ربيب الدوله ، وزير سلطان محمود ، درگذشت . و پس از او كمال سميرمى به وزارت سلطان محمود منصوب گرديد .
پسر ربيب الدوله وزير خليفه المسترشد بالله بود كه از وزارت