پيوستند و قدرت و نيروى او فزونى گرفت و ميان او و برادرش سلطان محمود نگرانى و تيرگى روابط حكمفرما گرديد .
جنگ ميان سلطان سنجر و سلطان محمود
درين سال - در ماه جمادى الاول - ميان سلطان سنجر و برادرزادهاش سلطان محمود جنگ سختى درگرفت كه ما اينك جريان امر را ذكر مىكنيم :
پيش ازين - ضمن وقايع سال 508 هجرى قمرى - گفتيم كه سلطان سنجر به غزنه رفت و آن شهر را فتح كرد و آنچه در آنجا بود به تصرف درآورد و به خراسان بازگشت .
در خراسان شنيد كه برادرش ، سلطان محمد ، درگذشته و سلطان محمود - كه دختر سلطان سنجر را به زنى گرفته بود - بر - تخت سلطنت نشسته است .
سلطان سنجر از خبر فوت سلطان محمد دچار اندوه بزرگى شد .
براى سوگوارى خاكسترنشين گرديد و عزا و ماتمى نشان داد كه نظيرش شنيده نشده بود .
دستور داد كه هفت روز شهر را تعطيل كنند و بازارها را به - بندند و براى سلطان محمد مجالس تذكار برپا سازند و واعظان به - يادآورى كارهاى نيك او مانند جنگ با باطنيان و انصراف از باج بستن به بعضى از معاملات و غيره ، بپردازند .
سلطان سنجر كه به لقب « ناصر الدين » ملقب بود ، پس از درگذشت برادرش ، سلطان محمد ، لقب معز الدين يافت كه لقب پدرش ملكشاه بود .