ولى راه را گم كردند و به سوى قلعه سرجهان رفتند كه آنجا را ترك گفته بودند . و در آنجا قشونى گرد آوردند .
اين گمراهى به نفع آنان تمام شد و آنان را به سوى امن و سلامت راهنمائى كرد . زيرا سلطان محمود راه خود را به سوى قلعهء سميران افكند و گفت : « اين دو نفر - يعنى طغرل و امير كنتغدى وقتى بفهمد كه ما داريم به آنها نزديك مىشويم ، به قلعهء سميران خواهند رفت . چون سميران قلعهاى است كه ذخائر و اموال خود را در آنجا گذاشتهاند . و چه بسا كه در بين راه با آنها مصادف شويم . »
بهر صورت ، ملك طغرل و امير كنتغدى ، آنچه فكر ميكردند باعث دردسرشان خواهد شد ، مايه نجاتشان گرديد .
سلطان محمود وقتى به قلعه سميران رسيد به سپاهيانى كه نگهبان قلعه بودند حمله برد و قلعه را گرفت و در آنجا دست به يغماگرى گذاشت و از خزانهء برادر خود سيصد هزار دينار برداشت [ ( 1 ) ] اين مالى بود كه خود براى وى فرستاده بود .
سلطان محمود ، پس ازين واقعه ، مدتى در زنجان اقامت كرد .
و بعد از زنجان عازم رى شد .
اما ملك طغرل از قلعهء سرجهان فرود آمد . او و امير كنتغدى خود را به شهر گنجه رساندند . و در آنجا ياران ملك طغرل به او
هامش
[ ( ) ] قلعهء محكمى است در ساحل يك نهر جارى بين كوهها و ولايت مارم .
صاحب الموت آن را خراب كرده . و اين قلعه به ملك ديلم متعلق بوده است - از معجم البلدان .
( لغتنامه دهخدا )
[ ( 1 ) ] - قبلا گفته است سى هزار دينار براى وى فرستاد .