فرنگيان بسيارى از چارپايان را گرفتند . گروه كثيرى از افراد سپاه اسلام را نيز كشتند . و هنگامى كه مسلمانان آماده نبرد با آنان شدند ، ميدان را خالى كردند و به سروج بازگشتند .
درين سال ، سلطان محمد ، از بغداد رفت .
اين بار اقامت او در بغداد پنج ماه طول كشيده بود .
او وقتى كه به اصفهان رسيد ، زين الملك ابو سعد قمى را دستگير ساخت و تسليم امير كاميار كرد كه با وى از دير باز دشمنى داشت .
وقتى ابو سعد به رى وارد شد ، امير كاميار ، او را بر روى چارپائى سوار كرد كه به ارابهاى زرين بسته شده بود . و چنين وانمود كرد كه سلطان محمد او را در برابر مالى كه قرار بود بپردازد و نپرداخته ، از كار بر كنار كرده است .
بدين بهانه او از خويشاوندان ابو سعد قمى مبلغ كلانى گرفت .
بعد هم ابو سعد را به دار آويخت .
علت غضب سلطان محمد نسبت به ابو سعد و دستگيرى او اين بود كه او زياد از خليفهء بغداد و سلطان محمد بدگوئى ميكرد .
درين سال ، مردى مغربى ( مراكشى ) در بغداد پيدا شد و ادعاى كيمياگرى كرد . اين مرد را كه نامش ابو على بود به دار الخلافهء بغداد بردند تا در حضور خليفه ادعاى خود را به ثبوت برساند .
او بدانجا رفت و ديگر بازنگشت ! درين سال يوسف بن ايوب همدانى كه واعظى معروف بود ، به بغداد وارد شد .
او زاهدى پرهيزكار بشمار ميرفت و در بغداد به موعظه و ارشاد مردم پرداخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥٤