مسجد سلطان فرستاده شد .
روز جمعهء بعد همان عده به اتفاق مردم بغداد ، به مسجد قصر واقع در دار الخلافه هجوم بردند . دربانان از ورودشان ممانعت كردند .
ولى آنها به دربانان غلبه يافتند و وارد مسجد شدند و پنجرههاى شبستان را شكستند و به سوى منبر هجوم بردند و آن را خرد كردند .
اين بار نيز نماز جمعه باطل گرديد .
خليفه ، ناچار درين خصوص پيامى براى سلطان محمد فرستاد و ازو خواست كه به اين مسئله رسيدگى و آن را حل كند .
سلطان محمد ، نيز به اميرانى كه در آن هنگام به حضورش بودند دستور داد تا به شهرهاى مسلمانان بروند و براى جهاد با كافران آماده شوند .
ضمنا پسر خود ، سلطان مسعود را نيز همراه امير مودود فرمانرواى موصل ، فرستاد . اين دو تن به موصل رفتند تا در آنجا ساير سرداران نيز به آنان بپيوندند و به جنگ فرنگيان بروند .
تا هنگام آمادگى و حركت آنان سال 504 به پايان رسيد . لذا اين عده در سال 505 عازم پيكار شدند كه ما انشاء الله تعالى به موقع خود جريان آن را ذكر خواهيم كرد .
بيان پارهاى از رويدادها
درين سال نظام الملك احمد از وزارت سلطان محمد معزول شد و پس از او خطير محمد بن حسين ميبدى به وزارت منصوب گرديد .
درين سال فرستادهء سلطان روم به خدمت سلطان محمد رسيد و از دست فرنگيان شكايت كرد و ابراز تنفر نمود و سلطان را به پيكار