دادند كه نه آتش و نه سنگ ، هيچكدام نمىتوانستند آسيبى به آن برسانند .
مردم صيدا كه چنين ديدند روحيهشان ضعيف گرديد و ترسيدند از اينكه مبادا به آنان هم همان بلا رسد كه به اهالى بيروت رسيد .
لذا قاضى شهر را با جماعتى از شيوخ نزد فرنگيان فرستادند و از پادشاه آنان امان خواستند او نيز آنان را به جان و مال و سپاهيانى كه داشتند ، امان داد .
فرنگيان ، همچنين ، بقيد سوگند به هر كس كه مىخواست در شهر نزدشان بماند امان دادند و هر كس را كه ميخواست از نزدشان برود مانع نشدند .
بدين ترتيب در بيستم جمادى الاولى ، بردگان و گروه كثيرى از بزرگان صيدا ، شهر را ترك گفتند و به سوى دمشق رهسپار شدند .
مردم بسيارى نيز در سايهء امانى كه يافته بودند ، در شهر ماندند .
مدت محاصرهء شهر صيدا چهل و هفت روز بود .
بغدوين از صيدا به شهر قدس رفت و پس از مدتى دوباره به صيدا بازگشت و از مسلمانانى كه در آنجا اقامت داشتند بيست هزار دينار خواست كه با پرداخت اين مبلغ سنگين به تهيدستى افتادند و اموالشان از دستشان رفت
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: ابن الأثير
ص١٢٩