تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

474 ( سال چهار صد و هفتاد و چهار )

بيان خواستگارى دختر سلطان ملكشاه براى خليفه

در اين سال خليفه ، وزير ( خود ) فخر الدوله ابا نصر بن جهير را بخواستگارى دختر سلطان ملكشاه براى خودش ، نزد سلطان فرستاد . فخر الدوله ( از بغداد ) به اصفهان رفت . كه از سلطان دختر او را خواستگارى كند ، نظام الملك بوى دستور داد كه دربارهء اين مقصود ، خدمت خاتون زوجهء سلطان برسد ، پس به خدمت خاتون رسيدند و با وى بگفتگو نشستند و خاتون بخواستگاران ( اعزامى خليفه ) گفت : پادشاه غزنه و پادشاهان خانيه ( مقصود خوانين تركستان است ) در ما وراء النهر او را براى فرزندان خويش خواستگارى كردند و چهار صد هزار دينار ، بذل اموال مينمودند . اگر خليفه چنان مالى به پردازد . او احق از سايرين است . ارسلان خاتون كه همسر القائم بامر اللّه بود ، خاتون ( زوجه سلطان ) را بياگاهند كه چه شرافتى از اين وصلت با خليفه نصيب خواهد شد و آنان جملگى بندگان و خدمتگزاران ( خليفه ) هستند و از همچو خليفه مردى كسى طلب مال نميكند ، پس خاتون خواستگارى را بپذيرفت و از شرايط اين امر ، مقرر داشت بيدرنگ پنجاه هزار دينار پرداخت گردد ، و در پس پرده زنى و زوجهء ديگرى غير از او نباشد ، و شب هنگام ، جز با وى بسر نبرد . اين شرايط پذيرفته شد و سلطان بدان دست داد ( روى اين كار صحه نهاد . م ) و فخر الدوله به بغداد بازگشت .