و اوضاع روم در روزگار سلطان الب ارسلان . ما پيروزى او را در سال چهار صد و شصت و سه بيان كرديم . يكى از يارانش كمشتكين دوانى عميد الملك . وقتى دوست او عميد الملك دستگير شد ، از ترس فرار كرد و به رقه رفت و آنجا را تصرف كرد و عدهء زيادى از تركمنها با او همراه بودند در ميان آنها : افشين و احمد شاه ديده ميشدند ، و آن دو تن كمشتكين را كشتند و اموال او را براى الب ارسلان فرستادند . افشين وارد بلاد روم شد و با فردوس صاحب انطاكيه جنگيد و او را منهزم كرد و گروه زيادى از روميان را كشت .
پادشاه روم از قسطنطنيه به ملطيه رفت . افشين وارد بلاد او شد و به عموريه رسيد و در غزوات خود يكصد هزار نفر را كشت و چون به بلاد اسلام بازگشت و سپاهيانى كه بهمراهش بودند پراكنده شدند ، سپاهى كه در رها بود عليه او بپاخاست .
رها در آن هنگام از روميان بود و بنو نمير از اعراب هم با سپاه رها بودند . افشين با يكصد سوار كه بهمراه داشت با آنها جنگيد و آنها را شكست داده غارتشان كرد .
و بلاد روم را بباد غارت گرفت پادشاه روم رسولى نزد القائم بامر اللّه گسيل داشت و درخواست صلح كرد و رسولى هم نزد الب ارسلان در اين باره فرستاد و با روم به يكصد هزار دينار و چهار صد هزار دست از انواع و جامهها و سيصد رأس استر صلح كرد . تفاوت بين اين دو وضع ( از زمين تا آسمان است ! ) .
و گويم تفاوت بين حال آن مرذولين كه بزبونى در افتاده بودند ، و احوال مردم اين زمان ما كه سال ششصد و شانزده است ، نيز با فرنگيان و تاتارها . و بخواست خداى بزرگ مشروح ( رويدادها ) آن را خواهيم ديد كه تا آگاه از اين تفاوت شويم و از خداى بزرگ مسئلت مينمائيم كه گشايش حالى براى اسلام و اهل آن فراهم آورد و به يارى آنها بذل عنايت كند ، و از خلقى كه دوست دارد دفع ( شر ) نمايد و اين امر براى خداى بزرگ گرانبار نخواهد بود .
بيان پارهاى از رويدادها
در اين سال يكى از ملثمين ، ملوك غرب وارد بغداد شد ، و قصد دار الخلافه كرد