تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
رفت و همين كه هواخواهان برادرش آنجا را تسليم او نمودند ، بركيارق آنان را دعوت كرد با او و در خدمت او باشند و آنان نپذيرفتند و لزوم خدمت نسبت به سرور خود را ياد كردند و تمام سپاهيان از هر دو طرف آنان را وفادار خواندند و ستودند و آنها از اصفهان حركت كرده و اهل حرم سلطان محمد با آنها بود و بركيارق آنان را گرامى داشت و مال زيادى براى آنان فرستاد ، و از چارپايان سيصد شتر و يكصد و بيست استر در اختيارشان گذاشت كه بار و بنهء خود را حمل كنند و سپاهيانى همراهشان كرد كه به آنها خدمت كنند . چون رسولان سلطان بركيارق براى آگاه ساختن خليفه المستظهر باللّه به بغداد رسيدند و خليفه را از قرار و قواعديكه صلح بر بنياد آنها استوار گرديد ، آگاه كردند ، ايلغارى در ديوان حضور پيدا كرد ، و درخواست نمود درباره خطبه خواندن بنام بركيارق ، درخواستش پذيرفته شد و روز پنجشنبه نوزدهم جمادى الاولى در ديوان ( خلافت ) و فرداى آن روز در مساجد و نيز در واسط بنام بركيارق خطبه خوانده شد . همين كه ايلغازى در بغداد بنام بركيارق خطبه بخواند ، و جزء گروه او گرديد امير صدقة براى خليفه پيام فرستاد و گفته بود كه : امير المؤمنين آنچه را كه از اخلال در امور از جانب ايلغازى تكرار و تجديد ميشد منسوب به من مينمود در حالى كه او به وظيفه خدمت و شرط طاعت ، نپرداخته ، و مراقبت ( در كار را ) بدور افكنده و اكنون ورق را براى سلطانى كه به نيابت او برقرار شده برگردانده است و من بر اين كار او شكيبائى نتوانم كرد ، بلكه براى بيرون راندن او از بغداد بدان صوب حركت ميكنم . ايلغازى چون اين خبر را شنيد شروع بگرد آوردن تركمنها كرد . صدقة وارد بغداد شد و در برابر التاج رسيد فرود آمد و زمين ببوسيد و داخل چادرهاى خود در جهت غربى گرديد . ايلغازى از بغداد به بعقوبا رفته و از آنجا براى صدقه پيام فرستاد و از او دربارهء طاعتش از بركيارق پوزش خواست و طاعت خود را بر بنياد