تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
درگذشت ، اهالى شهر عمرو بن المعز را بر خود حاكم ساختند ، عمرو بنا را به بدكردارى گذارد . قاضى بن ابراهيم كسى بود كه بر تميم عاصى بود و تميم از وى اعراض ميكرد . عمرو راه و روش او را پيشنهاد خود كرد . و بر برادر عصيان ورزيد ، تميم سپاهيان عليه او بيرون كرد تا شهر را از او بگيرد ، يكى از ياران تميم گفت : سرور من وقتى قاضى در آنجا ( قابس ) بود ، سهل‌انگارى روا داشته او را به حال خود ترك كردى ، اكنون همين كه برادرت در آنجا بحكمرانى برقرار گرديده ، سپاهيان عليه او مجهز و لشكركشى كرده‌اى ، تميم به پاسخ او گفت : هنگامى كه بنده‌اى از بندگان مادر آنجا بود ، نابودى او بر ما آسان بود و اما امروز يك فرزند معز در مهديه و يك فرزند معز در قابس ، اين كار قابل سكونت نيست . ( دو پادشاه در اقليمى نگنجند ، و هفت درويش در گليمى بخسبند . « سعدى » م . ) ابن خطيب سوسه قصيدهء مشهورى دربارهء فتح آن در مدح تميم سروده است : ( مولف فاضل ابياتى چند از اين قصيده را نقل كرده است كه در نقل و ترجمهء آن فايده‌اى متصور نبود و از آن گذشتيم . م . )

بيان تصرف موصل بوسيله كربوقا

در ذى قعده اين سال ، قوام الدوله ابو سعيد كربوقا شهر موصل را تصرف كرد پيش از اين گفته بوديم كه تاج الدوله تتش ، هنگامى كه آقسنقر و بوزان را كشت ، كربوقا را اسير كرد و او را نگهداشت ، بطمع اينكه در اصلاح كار او با امير انر پدر زنش بكوشد ، گذشته از اين كربوقا شهرى را مالك نبود كه هر گاه او را بكشد مالك شهر او بشود ، چنان كه امير بوزان را كشت و بر بلاد او رها و حران چيره گرديد ، پس او را نگهداشت . قوام الدوله در حلب زندانى بود تا زمانى كه تتش كشته شد ، و پسرش ملك رضوان حلب را مالك شد . سلطان بركيارق رسولى به حلب فرستاد و به رضوان