از عهدهاش برآيد . و لكن به يارانش امر كرد دارائى و اثاث و چارپايانش غارت كنند و كردند ، مجن خود را پنهان كرد ، به پىگرد او برخاستند پس از سه روز او را يافتند و دستگيرش نمودند و شكنجه و كيفرش داده سپس او و فرزندانش را كشتند .
او از مردم سواد شهر و هيزمشكن بود كه بدان وضع برسيد .
بيان درگذشت منصور بن مروان
در محرم اين سال ، منصور بن نظام الدين بن نصر الدوله بن مروان حكمران دياربكر درگذشت . هموست كه خاندان بنى مروان بوى منقرض گرديد و آن موقعى بود كه فخر الدوله بن جهير با او جنگ كرد و « جكرمش » او را در جزيره دستگير نمود و او را به مردى يهودى سپرد . و در خانهء همان مرد درگذشت ، همسرش جنازهء او را در تربت نياكانش به خاك سپرد ، پس از آن حج گذارد و به شهر بشنويه برگشت و صومعهاى از شهر فنك نزديك به جزيرهء ابن عمر خريد و در آن صومعه به عبادت خدا اقامت كرده و سرگرم شد .
منصور مردى شجاع بود اما اينكه بشدت بخيل بود و از بخل او داستانهاى شگرفى نقل ميكنند ، بدبختى طالبان دنيا روى گردانى آنها از آخرت باشد ، آيا نمينگرند كه دنيا با ابناء خود چهها مىكند ، همين منصور كه خود پادشاهى از دودمان پادشاهى بود مآل كارش بدان انجاميد كه در خانهء يك يهودى مرد ، از خداى بزرگ مسئلت مينمائيم كه نيكى به كارهاى ما ببخشايد و عاقبت كار ما در دنيا و آخرت ، به منت و كرم خويش اصلاح كند .
بيان تصرف شهر قابس ايضا بوسيله تميم
در اين سال تميم بن معز شهر قابس را تصرف كرد و برادر خود عمرو را از آنجا بيرون راند .
سبب آن اين بود كه در قابس شخصى بود بنام قاضى بن ابراهيم بن بلمونه كه