آنها و شترانشان را غارت كرد . حاجيان به مكه برگشتند و امير مكه را ديدند و از او تقاضا كردند آنچه از آنها گرفته شده برگردانند و دورى خود را از ديارشان براى او بازگو نمودند ، پارهاى از آنچه از آنها گرفته شده بود رد كردند ، همين كه مايوس از استرداد كليه اموال خود شدند با زشتترين شكل از مكه برگشتند و چون دور شدند گروهى از اعراب از چند جهت بر آنها نمايان شده و سازش به گرفتن مالى از آنها كرده و گروه زيادى را كشتند و بسيارى هم از آنان بسبب ناتوانى و دور ماندن از كاروان هلاك شدند و آن كس هم كه سالم جان بدر برده بود ، به زشت - ترين صورت برگشت .
بيان پارهاى از رويدادها
در جمادى الاولاى اين سال ، اردشير بن منصور ابو الحسين واعظ عبادى وارد بغداد شد ، و در مدرسه نظاميه به وعظ و سخنرانى بسيار پرداخت . او مروزى بود و به قصد حج وارد بغداد شده بود ، و قبولى عظيم پيدا كرد بطوريكه غزالى و ساير ائمه و بزرگان مشايخ صوفيه در مجلس ( وعظ ) حضور ميافتند ، در يكى از اين جلسات زمينى كه مردم روى آن نشسته بودند ، اندازهگيرى كردند ، طول آن يكصد و هفتاد و پنج و پهناى آن يكصد و بيست ذراع بود كه مردم ازدحام ( براى شنيدن سخنان او ) كرده بودند و زنان بيشتر از مردان بودند ، و او را كراماتى آشكارا و عباداتى بسيار بود .
سبب جلوگيرى از وعظ او اين بود كه داد و ستد بين مردم را بعنوان وام - گيرى نهى كرده و آن را « ربا » دانسته و گفته بود . از وعظ او جلوگيرى و از شهر بيرونش راندند .
در اين سال فتنهاى در بغداد ميان عامه رويداد و گروهى قصد گروه ديگر كرده راهها را در سمت غربى بريدند و اهالى نصريه ، روفتگرى را كشتند و گوهر آئين كس فرستاد ( محل آنها ) آتش زد و فتنه بين اهالى كرخ و باب البصره