تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
پيش از درگذشت برادرش سلطان ملكشاه از دمشق به سمت بغداد عزيمت كرد . چون به « هيت » رسيد خبر درگذشت ( سلطان ) به او رسيد ، « هيت » را گرفته بر آن چيره شد و به دمشق بازگشت كه براى دست يافتن به سلطنت تجهيزات نمايد . سپاهيان گرد آورد ، و زر بيرون ريخت و رو به حلب نهاد . در حلب قسيم الدوله آقسنقر حكومت داشت . قسيم الدوله ، اختلاف اولاد سرور خود ملكشاه را مورد ملاحظه قرار داد و بديد كه آنان خردسال‌اند ، و بدانست كه او نميتواند از تتش جلوگيرى كند . پس با وى صلح كرد و همراه او شد و پيام به ياغى ميان حكمران انطاكيه و بوزان حكمران رها و حران فرستاد و به آنها مشورت داد كه از تاج الدوله تتش اطاعت كنند تا ببيند فرزندان ملكشاه در چه حال خواهند بود . آنان نيز بمشورت او عمل كردند و با وى همراه شدند و در بلاد خطبه بنام تاج الدوله خوانده شد و قصد رحبه نمودند و آنجا را محاصره و در محرم اين سال تصرفش كرده و تتش بنام سلطنت براى خود خطبه خواند سپس از رحبه به نصيبين رفته آنجا را محاصره نمودند . مردم نصيبين تتش را دشنام دادند و او آنجا را به زور گرفت و گروه زيادى از مردان را كشت و اموالشان غارت نمود و زشت‌ترين كارها را مرتكب شد . پس از آن نصيبين را به امير محمد بن شرف الدوله عقيلى سپرد ، از آنجا به قصد موصل حركت كرد در آن اثناء كافى بن فخر الدوله بن جهير كه در جزيرهء ابن عمر اقامت داشت ، به خدمت او رسيد . تتش او را گرامى داشته وزير خود كرد .

بيان پيكار مضيع و گرفتن موصل از اعراب

در سال چهار صد و هشتاد و دو ، سلطان ملكشاه ، ابراهيم بن قريش بن بدران امير بنى عقيل را احضار كرد تا بحسابش رسيدگى كند . همين كه به خدمت رسيد او را دستگير كرد و به بند كشيد و فخر الدوله بن جهير را بدان بلاد فرستاد و او موصل و غيرها را تصرف كرد . ابراهيم با ملكشاه بود و با وى به سمرقند رفت و