تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل فقهى ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
2 - * ( الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى إِنَّ الله عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ، فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ) * ( 1 ) ( كسانى كه ستم بر خويش را تحمل نموده‌اند هنگامى كه فرشتگان آن را در مىيابند آنان به فرشتگان درود مىگويند و مىگويند ما هيچ گونه بدى نكرده‌ايم « فرشتگان مىگويند » بلى خداوند به كردار شما دانا است . از درهاى دوزخ براى هميشه وارد شويد . منزلگاه نهايى خود پرستان بسيار بد است . ) ( 2 ) چند مسأله بسيار با اهميّت در دو آيه فوق وجود دارد كه بعضى از آنها را بيان مىكنيم : 1 - ماده 29 از اعلاميه جهانى حقوق بشر مىگويد : هر كس در مقابل آن جامعه موظَّف است كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را تأمين نمايد . با نظر به قانون عمومى آزادى و احترام شخصيت ، روشن مىگردد : اين ماده كه شايد از انسانىترين مواد اعلاميه جهانى حقوق بشر بوده باشد در آيات فوق با عالىترين وجه بيان شده است . 2 - پس از گذشت اعصار و قرون فراوان از نزول آيه شريفه و به وجود آمدن هزاران متفكر انسانى و آثار قلمى بىشمار در بارهء انسان و گسترش معلومات از همه جهات در ماده فوق به همان نتيجه رسيده‌اند كه قرآن مجيد پيش از چهارده قرن تقريبا به طور واضح بيان نموده است و معلوم مىشود كه اصل مزبور يك حقيقت انسانى ضرورى است كه با گذشت اعصار و قرون كوچكترين دگرگونى و فرسودگى در آن صورت نگرفته است . 3 - از آن جهت كه نفس انسانى بيشتر در اختيار خود مىباشد تا نفس ديگران لذا ديديم اقرار عقلا در بارهء مال و جانشان مسموع است و با اين حال خداوند متعال مىفرمايد : انسان نمىتواند با تحمل ظلم بر خود ضررى وارد سازد و در نتيجه
هامش
( 1 ) سوره نحل ، آيات 29 و 28 ( 2 ) ممكن است گفته شود خود پرستى با مظلوم بودن نمىسازد ، مىگوييم چنان كه خود پرستى گاهى به ستم كارى مبدّل مىشود و همچنين گاهى هم شخص را ستم ديده مىسازد زيرا براى « من » خويشتن ، شخصيت پستى اثبات كرده و در دفاع و پرستش آن شخصيت به هر گونه ستم ديدگى آماده مىشود .