پاسخ -
اين كه سعدى گفته است : « دروغ مصلحت آميز به ز راست فتنه انگيز است » از ديدگاه فقهى مورد بحث و تأمل است . زيرا غالبا مردم در تشخيص مصلحت ، درك و دريافت شخصى خود را منظور مىدارند . لذا به احتمال قوى منظور سعدى اين بوده است كه : دروغى كه فتنه و فساد را از بين مىبرد بهتر از راست فتنه انگيز است ، بلكه در چنين صورت دروغ واجب است ، زيرا صلاح و خيرى كه در صدق است به طور مقتضى است ، نه علت تامّه ، مانند عدالت كه صد در صد صلاح و خير است و همچنين فساد و شرّى كه در دروغ وجود دارد به طور مقتضى است نه علت تامه مانند ظلم . به همين جهت است كه اگر گفتار صدق موجب فساد و فتنه و شرّ بوده باشد ، حرام است و اگر گفتار كذب موجب از بين رفتن فساد و فتنه و شرّ بوده باشد ، واجب است . مانند دروغ براى خاموش كردن آتش جنگ ظالمانه يا براى جلوگيرى از مرگ يك انسان .
اما توريه ، بدان جهت كه توريه يك راه نجات از دروغ محض است ، اگر چه راست نيست ولى به همان مقدار كه موجب مىشود انسان مرتكب دروغ صريح نشود ، امرى است شايسته ، ولى هم دروغ و هم توريه كه موجب دفع شرّ و فساد شود ، مانند عمل جراحى به مقدار ضرورت تجويز مىشود .
سؤال 9 - وصيت بيمار پس از مطلع شدن از مسأله چه احكامى دارد ؟
پاسخ -
هر اندازه كه بيمار احساس نزديك شدن به مرگ نمايد ، در صورتى كه ديونى به ذمّه دارد ، يا هر نوع حقى كه در گردن داشته باشد و بايد آن را ادا كند ، بايد وصيّت كند كه بعد از او آن حقوق و ديون ادا شود ، يا اگر مىخواهد مالى به كسى ببخشد يا مقدارى از
رسائل فقهى ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٩