وعدهء دوزخ به آن داده شده است . و همان گونه كه در مواد حقوق جهانى بشر از ديدگاه غرب مىبينيم متأسفانه اين دو تكليف بسيار با اهميّت مطرح نگشته است .
5 - بند « ه » در اين ماده چنين است : « اسقاط جنين حرام است مگر به جهت ضرورتى كه شرع با نظر به آن تجويز نمايد » .
اين حكم از روشنترين دلايل ارزش و احترام و كرامت حيات انسانى است . و با توجه به اين حكم ثابت مىشود كه حقوق اسلام انسان را از هنگام قرار گرفتن در نخستين مراحل وجود ، داراى حق حيات مىداند تا آنگاه كه آخرين نفس را بر آورده و ديده از اين دنيا بربندد . و اين حق بزرگ و عامل اثبات ارزش و كرامت حيات انسانى ، در حقوق غرب وجود ندارد .
حقوق بشر از ديدگاه اسلام مادّه دوم
( 1 ) الف - هر انسانى حق دارد وضع بهداشت و برخوردارى از خدمات اجتماعى او و خانواده اش از طرف جامعه و دولت ، با آماده كردن همهء وسايل عمومى كه وضع بهداشت و زندگى اجتماعى به آنها نيازمند است ، در حدود امكانات تأمين و مراعات شود . ( 2 ) ب - دولت بايد حق هر انسانى را در يك زندگى با كرامت كه كفايت او و اشخاص تحت كفالت او را تحقق ببخشد ضمانت نمايد . موضوع اين حق شامل خوراك و پوشاك و مسكن و تعليم و تربيت و معالجات و ديگر نيازهاى اساسى است . ( 3 )
هامش
( 1 ) در كنفرانس قاهره يك بند به عنوان « د » كه گفته شده در كنفرانس تهران وجود نداشته است در ماده دوم اضافه شده و آن اين است : « سلامت بدن انسان حقى است محفوظ و تعدّى بر آن جايز نيست ، چنان كه تصرّف در سلامت بدن جايز نيست مگر با مجوز شرعى » . در صورتى كه مضمون اين بند در بند « ب » ماده دوم و نيز در ماده چهارم آمده است .
( 2 ) بند « الف » اين ماده از اعلاميهء حقوق بشر را كه در كنفرانس اسلامى بود ، در بند « د » ماده ششم در حق اساسى و كلى « كرامت » آورديم زيرا اين بند مربوط به حق كرامت است .
( 3 ) اين بند قابل تحليل است به :
يك - حق كرامت ( دولت بايد حق هر انسانى را در يك زندگى با كرامت ، كه كفايت او و اشخاص تحت كفالت او را تحقق ببخشد ، ضمانت كند ) .
دو - حق حيات ( موضوع اين حق شامل خوراك و پوشاك و مسكن و تعليم و تربيت و معالجه است ) .
سه - ديگر حقوق ( و ديگر نيازهاى اساسى انسان ) .