رمضان بود ولى اثرى از ناصر الدوله نديد آن محل را تملك و درباره ناصر الدوله و لشكر او تحقيق نمود گفته شد او به محل « حسينيه » پناه برده و حال اينكه چنين نبود بلكه او با تمام فرزندان و افراد خاندان و سپاهيان خود شهر موصل را قصد كرده بود در پيرامون آن جنگ رخ داد و كشته و اسير بسيار دچار شدند و ابو العلاء و سبكتين و بكتوزن از جمله گرفتاران بودند و هر چه بمعز الدوله تعلق داشت بدست ناصر الدوله افتاد تمام اموال و ذخاير بدست آمده را با اسراء بقلعهء كواشى فرستاد چون خبر واقعه بمعز الدوله رسيد بتعقيب ناصر الدوله كوشيد ولى او از موصل به شهر « سنجار » رفته بود چون معز الدوله بموصل رسيد و دانست كه ناصر الدوله بسنجار رفته به محل « نصيبين » بازگشت .
ابو تغلب موصل را قصد و در خارج شهر نزديك « دير اعلى » لشكر زد و متعرض كسى از اتباع معز الدوله نشد .
چون معز الدوله شنيد كه ابو تغلب بموصل رسيده او را قصد كرد . ابو تغلب هم آن را بدرود گفت و به محل « زاب » پناه برد از آنجا با معز الدوله مكاتبه كرد كه آشتى كنند معز الدوله تن بآشتى داد زيرا مىدانست هر گاه خود از موصل برود آنها ( حمدانيها ) موصل را خواهند گرفت و اگر هم در موصل بماند آنها از تكرار غارت و جنگ و گريز منصرف نخواهند شد جواب قبول صلح داد و ديار ربيعه و رحبه را و هر چه در دست پدر ابو تغلب بود علاوه بر موصل به او واگذار كرد به شرط آزاد كردن اسراء نزد طرفين قواعد صلح محكم گرديد و معز الدوله ببغداد بازگشت و در اين سفر ثابت بن سنان بن ثابت بن قره همراه او بود
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٦