سنه سيصد و پنجاه و سه
بيان تمرد نجا و قتل او و تملك بعضى از كشور ارمنستان بدست سيف الدوله
در حوادث سنه سيصد و پنجاه و دو كارهاى « نجا » غلام سيف الدوله را بيان كرديم كه نسبت باهالى « حران » چه كرده و چگونه اموال آنها را ربوده بود چون آن اموال به دستش رسيد توانگر و توانا گرديد و تمرد نمود و نسبت بولى نعمت خود بجاى شكر و سپاس كفران نعمت كرد و خودسرانه به محل « ميافارقين » رفت و ارمنستان را قصد نمود . بيشتر كشور ارمن بتملك مردى از عرب بنام ابو الورد در آمده بود نجا با ابو الورد جنگ كرد و بر او فيروز شد و او را كشت و قلاع و شهرهاى او را گشود و خلاط و ملازگرد و موش و ديگر بلاد را گرفت و از اموال ابى الورد دارائى بسيار بدست آورد و نسبت بسيف الدوله بن حمدان عصيان نمود .
اتفاقا در آن هنگام معز الدوله از بغداد بموصل رفت و شهر را گرفت و ناصر - الدوله را طرد كرد چنان كه خواهد آمد نجا هم با معز الدوله بن بويه مكاتبه كرد و او در نصيبين بود و عده مساعدت به او داد كه نجا بر موالى ( خواجهها ) خود قيام كند و با بنى حمدان بستيزد چون معز الدوله ببغداد بازگشت و با ناصر الدوله صلح نمود سيف الدوله به قصد نجا لشكر كشيد كه او تمرد و ضد خواجه خود قيام كرده بود چون سيف الدوله به محل ميافارقين رسيد نجا راه نجات را گرفت و گريخت و سيف الدوله بلاد او را تملك نمود . همان بلادى كه او از ابو الورد گرفته بود . گروهى از اتباع نجا تسليم شدند كه آنها را كشت ولى برادر نجا كه امان خواست و پناه برد گرامى داشت و به او نيكى كرد . بنجا هم پيغام داد كه او تسليم شود و او را تشويق كرد تا آنكه