شد عدهء از بنى هاشم را دستگير كردند زيرا آنها مسبب فتنه بودند ولى روز بعد آنها را آزاد كردند .
ابو الخير اقطع تبيناتى بسن صد و بيست سال درگذشت او داراى كرامات بود كه نوشته شده . « تيناتى » با تاء مكسور دو نقطه دار بالا و يا نقطه دار زير و نون و الف و تاء دو نقطه دار بالا .
ابو اسحاق بن ثوابه منشى خليفه و معز الدوله درگذشت بعد از او ديوان رسائل بابراهيم بن هلال صابى سپرده شد .
در آخر آن سال انوجور بن اخشيد ( ايرانى ) امير مصر وفات يافت و برادرش بمقام امارت نشست .
سنه سيصد و پنجاه
بيان ساختن كاخهاى معز الدوله در بغداد
در ماه محرم آن سال معز الدوله بيمار و دچار حبس بول گرديد . پس از رنج و مشقت اندك اندك بول او دفع مىشد كه با خون آميخته بود . شن هم با بول خارج مىشد . بىتاب و رنجور شد . شبانه وزير خود مهلبى و حاجب سبكتين را احضار كرد و ميان آن دو آشتى داد و وصيت كرد كه فرزندش بختيار جانشين خود باشد تمام اموال خود را هم به فرزند خويش واگذار كرد . پس از آن بهبود يافت و تصميم گرفت باهواز برود زيرا معتقد شد كه مرض بسبب بقاء در بغداد و عدم حركت عارض شده گمان برد اگر باهواز برود صحت او باز خواهد گشت و تندرست خواهد بود او فراموش كرد كه جوانى طى شده و او سالخورده است .
چون به محل كلواذى رسيد و خواست راه اهواز را بگيرد يارانش به او نصيحت كردند و گفتند در اين حركت بيشتر فكر كند و از شتاب خوددارى نمايد هيچ يك از ياران او به آن سفر خشنود نبودند زيرا وطن خود را بايد ترك و او را متابعت كنند