فُسوق
[ 251 ] فسوق ؛ يعنى دروغ گفتن ، فحش دادن و فخرفروشى « 1 » به ديگران . ( م 372 ) [ 252 ] آنچه در بين مردم متعارف است كه مُحرم به ديگرى دوستانه دستور مىدهد ، يا درخواست مىكند ؛ مثلًا مىگويد : « يك ليوان آب به من بدهيد » ، كه همراه با فخرفروشى به ديگران نمىباشد ، اشكال ندارد . ( س ، 527 )
جِدال
[ 253 ] قسم خوردن به « اللَّه » ، يا ترجمهء آن به زبان ديگر ؛ مثلًا به « خدا » در مقام اثبات يا ردّ چيزى « جدال » است و از محرّمات احرام شمرده شده است .
( م 373 )
هامش
( 1 ) - آيةاللَّه تبريزى : فخر كردن بر ديگران اگر براى اثبات فضيلت و برترىبراى خود باشد كه توهين ديگرى را دربر داشته باشد اين عمل خود به خود حرام است .
آيةاللَّه مكارم : بنا بر احتياط واجب فخر فروشى نيز از فسوق است .
آيةاللَّه سيستانى : فخر كردن اگر مستلزم اهانت و تحقير مؤمن باشد هميشه حرام است و در حال احرام حرمتش مؤكّد است و اگر چنين نباشد اشكالى ندارد حتى در حال احرام .