تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بود كه چون احمد بجزيره رفت و موسى بن اتامش بامارت ديار ربيعه رسيد اسحاق بن كنداج اعتراض كرد و از سپاه احمد جدا شد و به شهر « بلد » رفت و با كردان يعقوبيه جنگ كرد و آنها را منهزم نمود و اموال آنان را ربود . بعد با فرزند مساور خارجى مقابله كرد و او را كشت و بموصل رفت و با اهالى شهر قرار پرداخت مبلغى داد كه تاديه كردند . يك سالار بزرگ در « معلنايا » بنمايندگى اهالى موصل كه از آنها دفاع مىكرد كارشان را انجام داد . نامش على بن داود بود . ابن كنداج او را قصد كرد على شنيد و جا تهى كرد ! از « معلنايا » گذشت . حمدان بن حمدون را با خود برد و از رود دجله عبور كرد و نزد اسحاق بن ايوب بن احمد تغلبى عدوى رفت همه در آنجا جمع شدند ، عده آنها بالغ بر پانزده هزار گرديد . ابن كنداج بر اجتماع و آمادگى آنها آگاه شد از دجله و بلد گذشت و آنها را با عده سه هزار قصد كرد . بنهر ايوب رفت و در « كراثا » مقابله رخ داد . امروز محل « كراثا » بتل موسى معروف مىباشد ( در عصر مولف ) . چون متحاربين صف كشيدند ابن ايوب بابن كنداج پيغام داد كه من در ميسره هستم تو بر ما حمله كن و ما منهزم مىشويم . ( خيانت كرد ) او بر ميسره حمله كرد و ابن ايوب و اتباع او منهزم شدند . بقيه هم گريختند . حمدان بن حمدون ( جد - پادشاهان و امراء بنى حمدان كه سيف الدوله از آنها بود ( و على بن داود بنيشابور رفتند ) ابن ايوب هم « نصيبين » را قصد كرد و ابن كنداج او را دنبال نمود او از « نصيبين » گذشت . ابن كنداج « نصيبين » و ديار ربيعه را گرفت . ابن ايوب بعيسى بن شيخ شيبانى پناه برد و او پناهش داد و يارى كرد . او در شهر « آمد » بود ابن ايوب نيز از ابو المعز موسى بن زراره درخواست يارى كرد ابن زراره در « ارزن » بود او هم مدد داد . ابن كنداج بموصل بازگشت . فرمان ايالت موصل از خليفه معتمد به او رسيد . ابن الشيخ و ابن زراره و ديگران به او دويست هزار دينار پيش كش دادند كه او آنها را بحكومت خود ابقاء كند . او جواب نداد و آنها بر جنگ او متحد شدند چون بر اتحاد آنها آگاه شد قبول كرد و از قصد آنها منصرف