( مالت ) حمله كرد . مامون قلعه « قره » را محاصره و با نيرو و جنگ آن را گشود و ويران نمود و آن در تاريخ بيست و ششم جمادى الاولى بود .
گفته شد مردم آن شهر امان خواستند و به آنها امان داد ( قلعه را با جنگ نگرفت و منهدم نكرد ) .
قبل از آن هم قلعه ماجده را امان داد . اشناس را هم براى گرفتن « سندس » روانه كرد كه رئيس آن شهر را گرفت و نزد مامون برد . ( اشناس سالار شهير ايرانى بود و علت اينكه او را اشناس گفتند اين بود كه يكى از جنگها معتصم قبل از خلافت دچار حمله پهلوانى شد و نزديك بود او را بىپا كند اشناس زد و آن پهلوان را كشت و بمعتصم گفت : اشناس مرا - فعل امر است از شناختن كه اكنون هم در شمال به همين لفظ معروف است از آن تاريخ ترقى كرد و در صف افشين و ساير سپهسالاران قرار گرفت ) .
مامون « عجيف » و « جعفر » خياط ( از سالاران ) را نزد دژبان قلعه « سناذ » فرستاد او فرمانبردارى كرد و تسليم شد .
در آن سال معتصم از مصر بازگشت مامون را قبل از ورود بموصل ملاقات نمود .
« منويل » و عباس بن مامون باستقبال او شتاب كردند .
در آن سال مامون بلاد روم را ترك كرد و بدمشق رفت .
عبد اللّه بن عبيد الله بن عباس بن محمد امير الحاج شد . ( كه قبل از آن هم بود ) .
قبيصة بن عقبه سوائى و ابو يعقوب اسحاق بن طباخ فقيه و على بن حسن بن شقيق يار ابن مبارك و ثابت بن عبد الله بن محمود كندى پارساى محدث و هوذة بن خليفه بن عبيد الله بن ابى بكر بن اشهب و ابو جعفر بن حارث موصلى و ابو سليمان دارابى زاهد در محل داريا و مكى بن ابراهيم تيمى بلخى در بلخ كه يكى از اساتيد و مشايخ بخارى بود در روايت حديث صحيح و عمر او نزديك به صد سال شده بود و ابو زيد سعيد بن ثابت انصارى لغوى نحوى كه سن او بالغ بر نود و سه گرديد و عبد الملك بن قريب بن عبد الملك ابو سعيد اصمعى لغوى بصرى ( گفته شد در سنه دويست و شانزده وفات يافت ) و محمد بن عبد الله بن مثنى بن عبد الله بن انس بن مالك قاضى بصره همه در آن سال وفات يافتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 47
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٧